|
اشعار صوفي
|
||
|
رفتي اي جان چرا نهان رفتي ؟! ........... اي صنم چه سر گران رفتي |
پرورده مرا خدای دانا تا بنده شدم به عشقی از نو
اکرام نموده ام به اکرم خواهنده شدم به عشقی ازنو
این نورس نارسیده آمد بازنده شدم به عشقی ازنو
خوش سیرت و صورت است دانم فرخنده شدم به عشقی ازنو
عشق است ولی نه عشق جانسوز سازنده شدم به عشقی ازنو
صوفیست که در پناه عشق است آینده شدم به عشقی ازنو
|
|