|
اشعار صوفي
|
||
|
رفتي اي جان چرا نهان رفتي ؟! ........... اي صنم چه سر گران رفتي |
دریاچه وست لیک در شهر هانجو کمی بیشا از انتظار رویاییست.
شیخو نامیست که اهالی شهر بدان نام میشناسند آنجا را.
هوایی نه گرم و نه سرد مه آلود و رویایی بسیاز زیبا و تمیز.
درختان بید سر فرود آورده به احترام میهمانان چینی و گردشگران.
شهری مدرن و اروپایی اهالی با فرهنگ و بسیار مودب.
حس نوع دوستی در اینجا بیش از حد متعارف در پکن.
در پس دیوارهای مدرن به فاصله ای نه چندان،
زندگی حقیر تر از کپر های سیستان و بلوچستان نمایان،
بوی کله پاچه سگ و استحمام دختری با یک دو پارچ آب سرد در میان حیاط مشرف به کوچه،
اما آرام و امنیت بر قرار و تعارفات شرقی به غریبه های نا همزبان در نیمه های شب دلچسب،
هوای پکن دلگیر و این دل تنگ بیش از پیش دلتنگ دلتنگی های عشق.
|
|