اشعار صوفي
 
 
رفتي اي جان چرا نهان رفتي ؟! ........... اي صنم چه سر گران رفتي
 
سرمست شد امروز هوای دل من

دیدم شبهت ز دور وای دل من

مست آمدی از کنار من بگذشتی

هم طعنه زدی به ناله های دل من

 |+| نوشته شده در  ۱۳۹۲/۰۱/۲۳ساعت 23:41  توسط صوفي  | 
چقدر امشب غرور انگیز و تاریک است

چه راهی دارم امشب سخت باریک است

میان کوه میرقصد صدای زوزه طوفان

بنوش این جام می تا شهر تاریک است
سراینده: صوفی

 |+| نوشته شده در  ۱۳۹۲/۰۱/۱۷ساعت 23:42  توسط صوفي  | 
 
  بالا