|
اشعار صوفي
|
||
|
رفتي اي جان چرا نهان رفتي ؟! ........... اي صنم چه سر گران رفتي |
همايون او چونكه بيداد كرد چكاوك در آمد جامه دران
چونان غم همايون او داد سر كه مژگان به چشم اندر اشك روان
چو افشاري و دشتي آواز كرد چه شوري حزين بود در اصفهان
بشد گاه مغلوب بسته نگار به زابل درآمد مويه كنان
گهي داد رنگ حزين بر نوا نهيبش بر عشاق چون خسروان
اگر شعر صوفي صدايي نداشت
نفیرش رسیده به شجریان
سراينده: صوفي
تاريخ: 1386/11/4
|
|